سونی از ناتی داگ بیشتر به عنوان یک ابزار استراتژیک برای بالا بردن فروش سختافزارهایش استفاده میکند. مت ردفورد، طراح سابق جلوههای بصری در این استودیو، معتقد است تمرکز این تیم بر رسیدن به کیفیت حداکثری، بهجای سودآوری مستقیم، کاربران را به سمت خرید کنسولهای پلی استیشن میکشاند. این رویکرد درست در زمانی مطرح میشود که بسیاری از شرکتهای بازیسازی در آمریکای شمالی، تجربههای تکنفره را کنار گذاشته و به سمت بازیهای سرویسمحور رفتهاند.
ناتی داگ و فروش سختافزارهای سونی
سرمایهگذاری سونی روی بازیهای تکنفره با پایان مشخص، با مدلهای اقتصادی رایج در صنعت امروز گیم تفاوت زیادی دارد. ردفورد بر این باور است که ناتی داگ نقش یک پرچمدار را ایفا میکند تا خریداران برای تجربه این آثار، کنسولهای سونی را تهیه کنند.
برداشت من این است که ناتی داگ واقعاً برای فروش سختافزارهای سونی وجود دارد. دلیل فوقالعاده بودن ناتی داگ این است که آنها به اندازه سایر شرکتها سودمحور نیستند؛ زیرا هدف آنها ایفای نقش به عنوان یک پرچمدار برای فروش سختافزار است. سونی درآمد خود را از طریق فروش سختافزار به دست میآورد و من فکر میکنم این استراتژی به خوبی جواب داده است.
همین رویکرد است که باعث میشود عناوین فرستپارتی از نظر گرافیکی و فنی، یک سر و گردن بالاتر از بازیهای تردپارتی باشند. تفاوت تجربه بازیهایی مثل Uncharted یا The Last of Us با سایر عناوین، دلیل اصلی جذابیت پلی استیشن برای کاربران است.
حتی میتوان احتمالات عرضه کنسولهای جدید مانند PS6 و استیمدک ۲ را بخشی از همین زنجیره سختافزاری دانست تا سونی همچنان بتواند از قدرت بازیهای انحصاری برای جذب مشتری استفاده کند.
بودجههای ۶۰۰ میلیون دلاری و کلیسای سیستین
تولید بازیهایی با این سطح از کیفیت، هزینههای نجومی میطلبد؛ مبلغهایی که شاید در آینده دیگر ممکن نباشد. ردفورد امیدوار است این روند ادامه یابد تا آثار هنری دیجیتال همچنان خلق شوند.
من فقط امیدوارم که این روند ادامه پیدا کند، زیرا زیبایی واقعی ماجرا در این است که چنین آثاری اصلاً وجود دارند. شاید روزی فرا برسد که دیگر امکان صرف بودجههای ۶۰۰ میلیون دلاری یا ارقام نجومی برای ساخت یک بازی اکشن جذاب با داستانی قدرتمند وجود نداشته باشد.
ردفورد برای توصیف این موضوع، بازیهای ناتی داگ را با شاهکارهای معماری قدیمی و کلیسای سیستین مقایسه میکند. از دید او، تخصصها و فرآیندهای ساخت در دنیای امروز تغییر کرده و شاید دیگر نتوان آثاری با آن سطح از ظرافت انسانی خلق کرد.
مردم، فرآیندها و تخصصها تغییر کردهاند. ما اکنون روشهای بهتری برای ساختوساز داریم، با این حال هیچیک از ساختمانهای امروزی شبیه به آن شاهکارهای معماری قدیمی نیستند.
ترس مت ردفورد از این است که نسلهای آینده به بازیهایی مثل Uncharted ۴ یا The Last of Us ۲ مثل آثار موزهای نگاه کنند و از حجم بالای هنر دست در آنها شگفتزده شوند.
آیا بازیهای ویدیویی نیز به چنین سرنوشتی دچار خواهند شد؟ مثلاً به بازیهایی مانند Intergalactic، Uncharted ۴ یا The Last of Us ۲ نگاه خواهیم کرد و حجم بالای نقشآفرینیهای انسانی را در آنها خواهیم دید. بازیگری و نویسندگی، مدلسازی، مجسمهسازی و نقاشی را میبینیم و با شگفتی خواهیم گفت: وای، باورت میشود که همه اینها با دست انجام شده است؟ درست مانند کسی که سقف آن کلیسا را نقاشی کرده است.
این تحلیل نشان میدهد سونی ناتی داگ را نه به عنوان یک منبع سودآوری مستقل، بلکه به عنوان ویترینی برای نمایش قدرت تکنولوژیاش میبیند. در دنیایی که صنعت بازی به سمت مدلهای سرویسمحور و سودآوری سریع میرود، حفظ استودیوهایی که بر کیفیت هنری و تجربههای تکنفره متمرکز هستند، برای بقای هویت سختافزاری پلی استیشن حیاتی است.
پاسخ به پرسشهای رایج
هدف اصلی سونی از حمایت مالی گسترده از ناتی داگ چیست؟
سونی میخواهد از بازیهای ناتی داگ به عنوان ویترینهای برای جذب خریداران و افزایش فروش کنسولهای پلی استیشن استفاده کند، نه اینکه لزوماً از فروش هر بازی سود مستقیم به دست آورد.
مت ردفورد چه نگرانیهایی درباره آینده بازیهای AAA دارد؟
او نگران است که در آینده امکان صرف بودجههای نجومی (مانند ۶۰۰ میلیون دلار) برای ساخت بازیهای داستانمحور نباشد و هنر دست در ساخت بازیها جای خود را به فرآیندهای ماشینی بدهد.
چرا بازیهای ناتی داگ با کلیسای سیستین مقایسه شدهاند؟
به دلیل حجم بالای هنر، ظرافت در مدلسازی و نقشآفرینی انسانی که در این بازیها دیده میشود؛ آثاری که ردفورد معتقد است مانند شاهکارهای معماری باستانی، حاصل تخصصهای خاصی هستند که ممکن است در آینده تکرار نشوند.